تبلیغات
قلب های پاک

آرشیو موضوعی
نظرسنجی
نظر شما در مورد سایت ؟





آمار
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
منم خدایی دارم... || دلم تنگه ,


منم خدایی دارم...

درسته که بدم ولی بازم خدایی دارم...

درسته که هر وقت احساس تنهایی میكنم یادش میوفتم ولی بازم خدایی دارم...

درسته که از شرمندگیش نمیتونم سر بلند کنم ولی بازم خدایی دارم...

درسته که خودم کلی گناه کارم... ولی شاکیم خدای من، من شكایت دارم

نشانم ده اگر یک مور آزردو اگر یک دانه گندم را لگد کردم

خدایا من آدمم

یه آدم معمولی نه معصومم نه پیامبر و نه امام و نه ... مثل بقیه آدما

اشتباه می کنم شیطنت میکنم عصبانی میشم خوشحال میشم دلگیر میشم شیطون گولم میزنه و ...

اما دل شکستن کار من نیست...

خدای من امتحانه ؟ من رد شدم. تمام! صفر گرفتم. بکش بفرستم جهنم بذار تنبیه شم

چقدر امتحان؟ 1سال؟ 2سال؟ 3سال؟ 4سال؟ 5سال؟ همش امتحانه مگه نه ؟ پس زندگی آدما همش امتحانه ؟ یا شایدم بعضی ها خودشونو گول میزنن تا بتونن خوب بمونن! بتونن تحمل کنن!

شنیدی میگن تو به آدمای فقیر و تنها نزدیکتری ؟ خوب فقیرا که پول ندارن زندگی کنن و سرگرم باشنن همیشه دست به دامن تو میشن. آدمای تنهام که دیگه معلومه...

اونیم که پولداره به یادت نیست بیشتر واسش حکم تشکر و شکر گذاری داره .

 

خلاصه هرکی میاد سمتت یه کاری داره...

میبینی اوضاعو ؟ آخه قربون اون حکمتت چی ساختی ؟ چی بگم ؟ راستی خدمتم داره تموم میشه 2 شب دیگه مونده... خوبی این اوضاع این بود که انقدر داغون بودم نفهمیدم کی گدشت...

 

چه خوشه بارون بزنه مو خوم چترت وبوم ، اگه تش و برقم بزنه خوم پیشمرگت وبوم

 

چی میخواستم بگم چی گفتم ؟؟!!!!؟؟ الهی قربونت برم معجزه می کنی! خجالتم میدی... انقدر که به اون فکر کردم اگه با تو بودم الان پیامبری امامی چیزی شده بودم :d

 

اگه یک بار دیگه برگردم به گذشته و از نو بخوام زندگی کنم هیچوقت دل نمیبندم به هیچکس... به داداشمم گفتم داداشم دل نبند و خودتو گرفتار نکن... البته خیلی چیزا بهش گفتم محرمانس خودت که میدونی....!!!

 

میروم میگردم سر به سر دشتو دمن کوه و چمن میروم از او گیروم خبر میروم میروم میروم...

خدا مهربونه یار عاشقونه دل مو جوونه وای وای وای...

خودش خوب میدونه که بر جون عاشق جدایی گرونه وای وای وای...

 

به خدا مثل دلوم شکل دلوم پیدا نمیشه هیچ دلی...

 


نوشته شده توسط محمد !!! در جمعه 22 بهمن 1389 و ساعت 02:09 قبل از ظهر +||نظرات ()

فال حافظ به نیت ... || عمومی ,

بـی تـو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

آه کــز طــعـنـه بــدخـواه نـدیـدم رویـت
نیست چون آینه​ام روی ز آهن چه کنم

برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر
کـارفرمای قدر می​کند این من چه کنم

برق غیرت چو چنین می​جهد از مکمن غیب
تـو بـفـرمـا کـه مـن سـوخـته خرمن چه کنم

شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دسـتـگـیـر ار نـشـود لطف تهمتن چه کنم

مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چـاره تیره شب وادی ایمن چه کنم

حافظا خلد برین خانه موروث من است
انـدر ایـن مـنزل ویرانه نشیمن چه کنم

نوشته شده توسط محمد !!! در دوشنبه 13 دی 1389 و ساعت 01:06 قبل از ظهر +||نظرات ()

جمجمک برگ خزون... || دلم تنگه , گیر و دار زندگی , خداوندا !!! ,

جمجمک برگ خزون، بیوفا نامهربون
دل تو یه پارچه سنگ،
دل من یه چشمه خون...
دل من برگ خزون، توی این باغ جنون...
گاهی وقتا خواب میشی،
تو چشام خراب میشی،
یه روح سرگردون میشی،
توی تنم روون میشی،
اشک میشی، گریه میشی، میایی از چشام بیرون...
گاهی وقتها بغض میشی، میگیری راه گلوم...
هرجا که میرم با منی... در پشت سر یا رو به روم.


نوشته شده توسط محمد !!! در دوشنبه 6 دی 1389 و ساعت 06:28 بعد از ظهر +||نظرات ()

چه شد شاعر ؟ || عمومی , دلم تنگه ,

چه شد شاعر که در باغم گلی دیگر نمیروید ؟
به آهنگ قدمهایم کسی شعری نمی گوید ..!

چه بیهوده گل آلوده که باران هم نمی شوید !
ببین حتی گل شب بو شب ما را نمی بوید ..!

هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم
از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم ...

هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو
به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم ...

غم چشمان آهو را تو می فهمی !!!
عبور از نور جادو را تو می فهمی !!!
غریق و موج و پارو را تو می فهمی !!!
سکوت هر غزلگو را تو می فهمی !!!

از این هستی چنان مستم، که می لرزم که می بارم
که در شام غزلسوزان تو را دارم تو را دارم

پر از سوزم، پر از روزم، چه رنگینم، چه هوشیارم !!!
ببین با تو چه بیدارم، چه بسیارم، چه سرشادم ...

هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم
از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم

هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو
به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم ...
 
واقعا چی شد ؟ چی شد که از عشق واقعی فرار کنی و ... ؟؟؟
هنوز این من هنوز این تو قدیمی تر ولی از نو ... مثل اینکه هنوز نمیدونی خدا چقدر بزرگه ...
انقدر بزرگ که کثافت های امثال من و تو 1 مثقالشم نمیشه ...
به خودش سپردم او مرا جام و جهان است.

فرصتی نیست ... مهلتی نیست ... از سکوت تو این سایه زخمیست.

....یاحق...

نوشته شده توسط محمد !!! در شنبه 27 آذر 1389 و ساعت 01:20 قبل از ظهر +||نظرات ()

تولدت مبارک ... || فتوبلاگ ,

تولدت مبارک

نوشته شده توسط محمد !!! در شنبه 8 آبان 1389 و ساعت 12:31 قبل از ظهر +||نظرات ()

نوشته های پیشین
منم خدایی دارم...+ فال حافظ به نیت ...+ جمجمک برگ خزون...+ چه شد شاعر ؟+ تولدت مبارک ...+ بهار دلکش+ غمت بر نهانخانه ی دل نشیند+ شکوه+ بود دوباره خریت ...+ نبود ؟+ نبود ؟؟؟+ بگذار بگویند...+ دنـیـای ایـن روزای مـن+ بغض پـائـیزی ابرم+ رو میکنم به آینه ...+ دیگر چه خواهی ؟+ آخرین آواز های یک مست+ تا کی ؟؟؟+ خلوت دل+ تولدت مبارک بهترینم+ .+ سال نو ...+ دی ال ال+ بهار دلکش+ مخصوص دانشجویان پیام نور+ + بنده ی پیر خراباتم+ مهربونه من+ مپرس . . .+ دمت گرم+
صفحات: 1234567...