تبلیغات
قلب های پاک - پست های فروردین 1386

آرشیو موضوعی
نظرسنجی
نظر شما در مورد سایت ؟





لینکهای روزانه
آمار
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
. . . || خداوندا !!! ,

دنیا هیچ است و همه ایام هیچ

ای هیچ از هیچ بر هیچ مپیچ

سلام

به نظر شما این شعر درست میگه ؟

به نظر من که چرند محضه

اینو آدما واسه توجیح کارهای خودشون میگن

آدمهایی که خودشون رو علامه ی درست کاران دنیا میدونن و ادعای . . .

ببخشید دست خودم نیست آخه خیلی دلم از همچین آدمایی پره. آدمایی که نفسشون از جای گرم در میاد آخ که هر چی بگم کم گفتم ;

به امید روزی که نشونه ها علائم در دیوار و . . .

تلخ مثل زهر نباشن !

و اینکه

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خوشنود باشی و ما رستگار


نوشته شده توسط محمد !!! در دوشنبه 20 فروردین 1386 و ساعت 12:04 بعد از ظهر +||نظرات ()

سال نو ! ؟ ! ؟ ! || خداوندا !!! ,

اولین پست سال 1386

اول سلام

سال نو رو به همه ی اونهایی که نو شدن این سال ها رو تشخیص میدن تبریک میگم

کنایه نمی زنم

من هیچ چیز جدیدی نمی بینم

من هیچ دلیلی واسه تبریک هم نمی بینم

من هیچ دلیلی واسه دید و بازدید نمی بینم

شاید خیلی جوابها واسه حرفای من داشته باشین اما جواب همه ی حرفاتون اینه

بهار تابستون پائیز زمستون بهار تابستون پائیز زمستون . . . . . . . .

این چیز نویی نیست

چیزی که همیشه بوده و هست و خواهد بود

تو دنیایی که آدمها افتادن به جون هم هر کی واسه خودش واسه منافع خودش هر کاری می کنه

دنیایی که دروغ گفتن شده عادت

دنیایی که راست گفتن شده حماقت

دنیایی که هر ... به اسم مقدس عشق توهین می کنه

دنیایی که هر کی تا میبینه از قیافه یا حرکات یکی دیگه خوشش اومد . . .

واسه چی باید دید و باز دید کنیم

که باز هم چشممون به چشم همون آدمها بیوفته

که داغ دلمون تازه شه

نه نه نه

اصلا بی خیال

***

من حدودا از سال 1382 یا 1383 شروع کردم به وبلاگ نویسی

آها یادم اومد 83 بود همون موقعی که دانشگاه قبول شدم

از اون موقع تا حالا 3 بار کلا وبلاگمو پاک کردم اما از اول دوباره شروع کردم

داشتم یه نگاهی به آرشیو نوشته هام می کردم دیدم که سال 84 و 85 تمام مطالبم به استثناء چند تا خونی غمگین دیوونه کننده بوده

شادی اگر بوده خیلی سطحی

چرا ؟
واقعا چرا ؟

***********************************

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آن سوی خط زمان

ما در ارش کبریائی خانه ای از جنس ایمان ساخیم

با توام با قیامت با توام ای مهربانت

ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچک اما قطره بودن راهیم کن سوی دریا

عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان

وصف در عین جدایی زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان

چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان

***********************************


نوشته شده توسط محمد !!! در سه شنبه 7 فروردین 1386 و ساعت 03:03 قبل از ظهر +||نظرات ()

نوشته های پیشین
دیگر چه خواهی ؟+ آخرین آواز های یک مست+ تا کی ؟؟؟+ خلوت دل+ تولدت مبارک بهترینم+ .+ سال نو ...+ دی ال ال+ بهار دلکش+ مخصوص دانشجویان پیام نور+ + بنده ی پیر خراباتم+ مهربونه من+ مپرس . . .+ دمت گرم+ نمی خوام از یادم بری+ سکوت+ آخه تو . . . !!!+ گله و شکایتی از تو به لب نمیارم.+ سال نو مبارک !+ دوستت دارم تو می خواهی مرا......+ س ................... د+ جادو . . . !!!+ ج مثل . . . + ح س ن+ عجب صبری خدا دارد+ چقدر سخته . . .+ بدونه شرح !!!+ آه ای خدا کمک کن+ گفتگو با خدا +
صفحات: